حرمان هور

|خانه|دوست داشتن تو
حضرت حافظ
ارسال شده در 13 شهریور 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع

زنهار تا توانی اهل نظر میازار
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده

#حافظ

نظر دهید »
فراق
ارسال شده در 13 شهریور 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟

#سعدی

نظر دهید »
نور قلم
ارسال شده در 13 شهریور 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع, نگارانه صبور نوشت

نوشتن تو را از نو آباد می کند آنچنان که از نو زیسته ای.و فراموش می کنی خراب آباد روزهای خستگیت را..

آباد زیستن فراموش نوشتن نظر دهید »
دوست انسان ٫انسان است نه کتاب
ارسال شده در 13 شهریور 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع

دو هفته ای یک بار از خانه تا کتاب فروشی را پیاده قدم می زند فاصله ای به زمان ساعت ،یک ساعت.
در بین راه ،تمام کتاب های کتابخانه اتاق را مرور می کند و مصداق را پیدا.
بعضی جملات را با خود به تکرار می نشیند.
((زمان نه می گذرد و نه صدایی دارد ،آن که می گذرد ما هستیم و آن چه صدا می دهد ساعت مان است))
این جمله را چندین بار مرور می کند.

((اعتقاد هم مثل عشق ،دردسرها دارد،شاید جنس عشق و اعتقاد یکی باشد)) ..با این جمله به زمان ملاصدرا می رود..مردی در تبعید ابدی

وقتی قدم هایش روبروی دادگاه خانواده رد می شود بار هستی را مرور می کند.
((می توان به پدر و مادر ،همسر،به عشق و به وطن خیانت کرد اما زمانی که دیگر نه پدر و مادر ،نه شوهر ،نه عشقی و نه وطنی باقی بماند به چه چیزی می توان خیانت کرد))
هوای پاییزی و سنگینی آسمان او را به نوشته های مصطفی مستور می برد.
((خوشبختانه تشخیص خوب همیشه آسونه هر چند انجام اون به همون اندازه آسون نیست)).

لحظه ای تامل می کند..این جمله با منطقش منطبق نیست خود را با این جمله به چالش نمی کشد
دانشگاه پزشکی که می رسد یادش به حرمان هور می افتد
و همیشه با این جمله به کتاب فروشی می رسد.

((اینجا همه چیزش خاطره است از سوله اجتماعی مان و بچه های آن از تقسیم چای برادر کلیوند،و از تعزیه او،از شیرن کاری های امر الله،از تکیه کلام بچه ها، از سر و صدای قورباغه ی شیخ،از کوه پیمایی ها و از استکان های چای،از رخسار بچه ها ، از همه چیز و همه چیز ،حتی از خودکار و دفتری که با فرستادن یک صلوات از ایستگاه صلواتی هدیه گرفته ام.ماجرای ایسگاه صلواتی همه و همه خاطره اند شاید روزی به فکر تمام این روزها بیفتم و افسوس بخورم))
این بار چیذمان کتاب فروشی تغییر کرده است.چیدمانی متفاوت که قسمتی را کاکتوس گذاشته است.
پیشنهاد مرد کتاب فروش ،کاکتوس است .گلدان کوچک کاکتوس را نگاه می کند و به سمت قفسه های کتاب می رود و می گوید:
(دوست انسان ،انسان است نه کتاب)

نظر دهید »
خدای مهربان من
ارسال شده در 13 شهریور 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع

وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»
خدا چیزهایی رو می‌دونه که ما نمی‌دونیم، پس به حکمتش اعتماد کنیم.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • ...
  • 10
  • ...
  • 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 15
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

حرمان هور

جستجو

موضوعات

  • همه
  • برشی از کتاب
    • فتح خون
    • بدون موضوع
    • پاتوق کتاب
  • تحقیقات پایانی
  • ساعت پژوهشی
  • کانون پژوهشی
  • همایش ها
  • نشریه
  • اینفو گرافی
  • کانون پژوهشی
  • مقاله های صبور نوشت
  • زن و خانواده در کلام رهبر شهیدم
  • نگارانه صبور نوشت

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان