کشاورزان بعد از درو، گندمها را بهصورت خرمن جمع کرده و کاملاً میکوبند. بعد از کوبیدن؛ هنوز گندمها با هم مخلوطند و جدا کردن اینها با دست ناممکن است، لذا منتظر باد میمانند تا هنگام وزیدن باد، آنها را بر باد دهند. گندمها به علت سنگینی سرِجای قبلی خود برمیگردند و کاهها به علت سبکی نصیب باد میشوند.
«انسانها»؛ محصول کشتزار خلقت هستند که درو شدهاند و در خرمن جوامع، جمعآوری گردیدهاند. پس ابتدا باید کوبیده شوند و این کوبیدن توسط مشکلات و مصائب محقق خواهد شد و سپس بر باد داده میشوند تا سنگینها بمانند و سبکها را باد ببرد. سنگینی همان با حق بودن است، «اهل حق» گرچه کوبیده میشوند و در مسیر بادهای شهوات و غضبها قرار میگیرند ولی چون سنگین هستند در موضع خود باقی میمانند. «اهل باطل» که سبک و پوچند؛ باد آنها را میبرد و آنها در دست باد شیطان و شهوات اسیر میگردند.
تا دست شما در دست دوستتان قرار دارد، نمیتوانید با دوست دیگرتان دست بدهید. مگر نمیگویید با یک دست نمیشود دو هندوانه را برداشت؟ همچنان با یک دست نمیشود با دو نفر دست داد. انسان تا دست خود را از دست دنیا بیرون نکشد، نمیتواند با آخرت دست بدهد. از بیعت ظالم باید خارج بشود تا بتواند با امام زمان خود بیعت کند. از کفر باید خارج شود تا بتواند به وادی ایمان قدم بگذارد. تا وقتی که آخرین ثانیه های شب پایان نیابد، وارد اولین ثانیه های روز نخواهید شد.
معلم در امتحان شفاهی، یکی را از اول کتاب، امتحان میکند، یکی را از وسط کتاب و یکی را از آخر. اگر معلم بداند که شاگرد، کجای کتاب را خوانده و کجا را نخوانده، از آنجایی سؤال میکند که شاگرد نخوانده است.
خداوند هم در امتحانش از بندگان چنین میکند. حضرت علی(ع) در نهج حاالبلاغه میفرماید: «وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ» خداوند بندگان خود را امتحان میکند به چیزی که نسبت به اصل آن جاهلاند.
خداوند ملائکه را امر فرمود که بر آدم سجده کنند در حالی که آنان را تعلیم نداده بود و آنها نسبت به اصل و حقیقت آدم، جاهل بودند و هنوز آدم را نشناخته بودند. بعضی میگویند، باید بدانیم چرا وضو میگیریم. یا چرا اینگونه باید وضو بگیریم. باید گفت که اگر بدانند و بگیرند، دیگر از علم خود اطاعت کردهاند نه از خدا! مطیع معلومات خود شدهاند، نه مطیع فرمان خدا!
محضرِ امیرمومنان رسید،
عرض کرد: مرا نصيحتي بفرمائيد.
حضرت فرمود:
*به خودت وعدهی طول عمر نده؛
و فقر و تنگدستی را به خودت تلقین نکن!*
•| اولروانشناسعالم علی علیهالسلام |•
تحفالعقول،صفحه۲۱۰
حضرت جان و حضرت امام …و مهربان امام.
ای آن که ما را کبوترانه وفا دار کرده ای
ای آنکه طلب و طاقت با تو معنی پیدا می کنند.
ای آنکه بهشت را فرش خاکی به معنا نشسته ای.
آن گاه که٫هر چیز از شی و لا شی در قاب ولایت رضای تو هستی می گیرد.
حضرت پناه..
عجب موهبتی ست سفر!!
آن جا که چشم بگشایی و خود را در دامان امن تو بیابی و نفس را آنجا به تسکین بنشینی.
حتی اگر به خیال باشد..که گویند خیال آدمی اثر انشائی دارد.
که آن چه را که تصور می کنیم را حتی آفریده ایم
جناب جان..
خیال مایی حتی اگر به بعد مسافت!!
صبور نوشت
