حرمان هور

حرمان هور
|خانه|دوست داشتن تو
من و فلسفه
ارسال شده در 18 مهر 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع, کافه فلسفه

 

اگر امروزه بشریت با بحران‌های بزرگی نظیر جنگ، فقر، کودتا، بحران‌های محیط زیستی، بیکاری و اعتیاد سروکله می‌زند، باید به جای مُسکن به خورد جامعه دادن به دنبال حل ریشه‌های این مسائل باشیم. علوم انسانی و به طور ویژه فلسفه است که پاسخ نهایی تمام این مسائل را نزد خود دارد. وقتی به تاریخ نظام‌های فکری اروپا نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که تا پیش از دورۀ جدید و عصر رنسانس، طبیعت و خالق طبیعت (خدا) به‌عنوان پدیده‌ای قابل ستایش و مقدس مطرح بوده‌اند. اما با ظهور اولین اندیشه‌های رنسانسی، انسان تبدیل به مرکز و نقطۀ ثقل توجه می‌شود و طبیعت به عنوان ابزاری برای افزایش رفاه و سعادت انسان تعریف می‌شود، نه امری مقدس و ستودنی.

انسان مدرن، درصدد استفادۀ بیشینه از طبیعت برمی‌آید و جنگل‌ها، کوه‌ها، دریاها و منابع طبیعی را به تسخیر خود در می‌آورد. رفته رفته انسان مدرن بر طبیعت مسلط می‌شود و برای بدست آوردن رفاه دست به تسخیر و استثمار دیگر انسان‌ها نیز می‌زند. جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ آغاز می‌شوند و رقابت بر سر پادشاهی جهان معنای دیگری به خود می‌گیرد. اهمیت پرداختن به فلسفه اینجا شکل می‌گیرد که باید بدانیم انسان و تمدن انسانی چه نظام‌های فکری‌ای را پشت سر گذرانده و نیز آیندۀ انسان آبستن چه نظام‌های فکری-فلسفی‌ای است؟

نظر دهید »
چگونه زيستن بر مبناي چرا زيستن
ارسال شده در 18 مهر 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع, کافه فلسفه

 

ما علاوه بر اینکه زندگی مي‌کنیم، چگونه زیستن برايمان مهم است و این چگونه زیستن بر مبنای یک چرایی است. ما به‌طور پسیني با آدم‌های مختلفی که زندگی کردند و پروژه زندگیشان را به پایان رساندند، مواجه هستیم. وقتی انسان تاریخ را مطالعه مي‌کند، زندگی افراد مختلف، انسان‌هاي خوب، آدم‌هاي بد، کسانی که از نظر ما جنایتکار هستند و انواع مدل‌های زیستن و گونه‌های زندگي را مي‌بيند، ـ‌داستايوفسکي در آثارش اين گونه‌هاي متفاوت زندگي را به‌خوبي تصوير کرده است.‌ـ پرسش از چگونگي و چرايي زيستن برايش جدي‌تر مي‌شود. فلسفه اگر از لای کتاب‌ها و کلاس‌ها و نمره و درس بیرون بيايد و در حقیقت وارد زندگی انسان شود، مهم‌ترین دغدغه‌اي که برای انسان به وجود مي‌آورد چرايي و چگونگي زيستن است. من چگونه زندگی کنم؟ و اساساً چرا زندگي کنم؟ پرسش از چرایی بنیادی‌تر و اساسی‌تر است.

چرا من هستم و چرا باید ادامه بدهم؟ در بحث معنای زندگی یکی از تفسیرهایی که از معنای زندگی مي‌کنند دقیقاً همین تفسیر است که چرا من باید به این زندگی ادامه بدهم؟ چرا این رنجها را تحمل کنم؟ آیا واقعاً این زندگی من، با این رنجها، سختی‌ها و مرارت‌ها، در کنار آن لحظه‌های با شکوه و شیرین، آیا ارزش زیستن دارد یا ندارد؟ چرا باید تحمل کنم؟ بخشی از رنجهاي زندگي، رنجهایي جدایی ناپذیر از زیستن انسان است. برخی از این رنجها، رنجهایی نیستند که قابل تغييير باشد مثل اينکه دکوري را نمي‌پسنديد و تغيير مي‌دهيد. رنج تنهایی، رنج ناشی از احساس مسئولیت با آزادی و رنج ترس از مرگ. این‌ها رنجهایی نیستند که ما با مشغول کردن خود، آن‌ها را فراموش کنیم. البته در یک زندگی غیراصیل و هر روزی ما همواره تلاش مي‌کنیم این‌ها را فراموش کنیم. افرادی هستند که مي‌خواهند مرتب کار کنند، مرتب مشغول باشند، مي‌گويند اگر این کار نباشد، من دیوانه مي‌شوم. اگر صد در صد مشغول نباشم دیوانه مي‌شوم. اين زندگي، زندگي فلسفي نيست.

 

زندگی و فلسفه زیستن فلسفه فلسفه چبست نظر دهید »
زندگي هرروزي
ارسال شده در 18 مهر 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع, کافه فلسفه

سؤالي که در اينجا وجود دارد اين است که زندگي روزمره‌ي همگاني و معمول چه اشکالي دارد که ما به‌ دنبال زندگي فيلسوفانه برويم؟ زندگی هرروزی همان نوع زندگی است که اکثر مردم در اکثر زمان‌ها و اکثر مکان‌ها درگیر آن هستند و شاید اکثر فیلسوفان نيز همانطور زندگی می‌کنند. زندگي هرروزی زندگی معطوف به نیازهای جزئی است. انسان‌ها دنبال این هستند که پولشان را بيش‌تر کنند، مدرک بالاتر بگيرند، آن را بخرند، این را بفروشند. این‌ها معطوف به نیازهای جزئی است. زندگی هرروزی در مجموع گرفتار پروسه‌ي تکرار مي‌شود. در نتيجه وقتی ما در سن پنجاه سالگی يا شصت سالگی قرار مي‌گیریم، از این زندگی خسته مي‌شويم، نه‌ به‌ خاطر معرفت و عرفان بالايي که به آن دست يافته‌ايم و زندگي دنيا در نظر ما بي‌مقدار شده است؛ بلکه چون زندگيمان تکراری است و در آن خلاقیت و آفرینش نیست. زندگی هرروزی یک زندگی غریزی است. فیلسوفان زندگی سیزیف را به‌عنوان نمونه‌ای از زندگی هرروزی ذکر می‌کنند. خدایان سيزيف را محکوم کرده بودند که جسمي را بالای کوه ببرد، هر روز آن را بالا می‌برد اما غروب این جسم فرومي‌افتاد و روز بعد، روز از نو و روزی از نو، ولی او همچنان ادامه مي‌داد. هم‌اکنون نيز همچنان ادامه مي‌دهد. سیزیف به این نوع زندگی؛ یک زندگی رنجآلود، یک زندگی تکراری، یک زندگی بدون نتیجه که موفقیتی در زندگی آن نبود، محکوم بود. کامو می‌گوید سیزیف تنها دلیلی که براي ادامه‌دادن داشت این بود که در برابر اراده‌ي خدایان عصيان بکند. خدایان می‌خواستند او را به زانو دربیاورند ولی او با آن بازوهای ستبرش هنوز هم که هنوز است ادامه مي‌دهد. یعنی از طریق عصیان می‌خواهد معنایی برای زندگی داشته باشد. ولی واقعیت این است که سخن کامو نمی‌تواند موتور حرکت یک زندگی باشد.

سؤال مهم این است که آیا زندگی ما یک زندگی سیزیفی نیست؟ فیلسوفان واقعي به ما بیداری مي‌دهند که اگر هر روزی زندگی کنید به پوچی مي‌رسید. زمانی به پوچی مي‌رسید که دیگر نمي‌توانید تجربه‌ي زیستن داشته باشید. قبل از اینکه به پوچی برسید موقعیت پوچی را بشناسید. این زیباترین اثر فلسفه است. تنها سرمایه‌ای که ما داریم سرمایه‌ي زیستن است. زيستن زیباترین سرمایه‌ي ماست، اما با مدل‌های مختلف زیست روبه‌رو هستیم. فلسفه به ما کمک مي‌کند با تحلیل زندگی هرروزی و با نقد زندگی هرروزی، قبل از اینکه تمام زندگی خودمان را در زندگی هرروزی قربانی بکنیم، از این زندگی فراتر برویم.

زندگی و فلسفه فلسفه فلسفه چبست نظر دهید »
کتابی برای زنگ های پرورشی
ارسال شده در 18 مهر 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع, برشی از کتاب

نامه‏ هاى بلوغ، شامل پنج نامه از استاد على صفایى حائرى به فرزندانش است
که هنگام بلوغ آنها نگاشته است.
مخاطب در این نامه‏ ها ظاهراً فرزندان استاد بوده ‏اند،
اما مسائل طرح‌شده، راه‌گشای هر انسان در هنگامه‌ انتخاب‌ اوست.
بلوغ که با تحولات و بحران‏ها همراه است، سرآغاز تحولات روحى بسیار بزرگ‏ است.
در این مرحله از رشد است که انسان با اختیار و آزادی،
بر اساس شناخت و معرفت باید هدف خویش را مشخص کند.
این انتخاب، نیازمند بینش‌ها و گرایش‌هاست تا بتوان به آن واسطه،
مراحل سلوک و اخلاق را به‌درستی طی کرد و با شناخت صحیح از رضایت و خشنودی،
با طی آن مراحل به رضا و رضوان رسید. در این مسیر نباید از عمل و بحران‌های عمل غافل شد.
این‌ نامه‌ها راه‌گشای چنین مسیری است

صفائی حائری عین صاد کتاب نامه های بلوغ نظر دهید »
نقش زن در استحکام خانواده
ارسال شده در 18 مهر 1405 توسط حرمان هور در بدون موضوع

نقش زن در استحکام خانواده

زن مظهر خلاقیت خداوند و عنصر اساسی در تشکیل خانواده در طول قرنهاست و در خانواده جایگاه والایی دارد اگر زن در خانواده آرام و با نشاط باشد بنیاد خانواده مستحکمتر و فرزندانی مستقلتر و با نشاط تحویل جامعه میدهد و در این شرایط رشد تحصیلی، اخلاقی، معنوی و عاطفی به شکل نرمال و متعادل صورت می گیرد.

زن این فرشته زمینی که در نقش مادر بسیار خوب ظاهر میشود، همیشه در برابر مشکلات مقاوم بوده، از سختی ها و ناملایمات ترسی به دل راه نمیدهد و در مقابل تازیانههای روزگار و ناملایمات زندگی دوام میآورد و با همه مشکلات پیش رو از عشقش به زندگی کم نمیشود.

برای کودکش هم میتواند پدر باشد و هم مادر، هم پرستاری نمونه و هم دوستی وفادار، زن میتواند در همهی جوانب، شخصیتی ممتاز باشد. زن همانند آفتابی است که خانه را گرم نگاه میدارد و آغوشش گرمترین و مهربانترین جای امن دنیا است. زن مخلوق نمونه هستی است و گلی است ناب و خوش بو که می توانند چند کار را با هم انجام دهد، زن ها معمولا از صبر و گذشت بیشتری در برابر مشکلات برخوردارند و این مهم در استحکام خانواده اهمیت دارد. باتوجه به وجود عواطف قوی تر در زنان نقش آنها در تأمین بهداشت روانی خانواده برجستهتراست. 

زن می تواند روحیه خسته و ناامید همسرش را در برابر مشکلات تغییر دهد و سنگ صبور ناراحتی های او و فرزندان باشد زن می تواند به تربیت نسل متعهد، دین دار و موفق به اهداف و کارکردهای ترسیم شده برای یک اجتماع کارآمد کمک کند و با همسرداری و نیک خلقی و رازداری و قناعت می تواند موجبات استحکام خانواده را فراهم نماید.

در اجتماع و در سلامت و تحکیم بنیان خانواده، زن نقش مهمی دارد. گذشت زن در برقراری رابطه صمیمانه و حفظ حجاب زن در حفظ ارزش والای او در میان دیگر اعضای خانواده بسیار موثر بوده و باعث تحکیم کانون خانواده میشود. ایثار زن در زندگی باعث استمرار، استحکام و بقای خانواده می شود. گذشتن از اشتباه و کاستیهای موجود در زندگی باعث استحکام خانواده می شود.

زنان با مدیریت مصرف در خانواده و نیز آموزش شیوه صحیح آن به فرزندان نقش مهمی در ایجاد آرامش و آسایش خانواده دارند. 

گذشت زن در برقراری رابطه صمیمانه در حفظ ارزش والای او در میان دیگر اعضای خانواده بسیار موثر بوده و باعث تحکیم کانون خانواده می شود.

الگوی رفتاری زن در پرورش فرزندان نقش ویژهای در ارتباطات موثر آنها در جامعه میباشد. فرزندان بیشتر از هر کس با مادر در تماس هستند و مفاهیم مذهبی را از او می آموزند و او را الگوی خود قرار می دهند مادر باید با فرزند همراه شود و با او درفضاهای علمی و معنوی مثل کنفرانسهای علمی، مجالس دینی، عزاداری، ملاقات با شخصیتهای علمی و معنوی شرکت کند. 

از مهمترین و ارزشمندترین نقش زن، نقش مادری است. در آموزه های دینی نقش مادر یک ارزش است، به دلیل ویژگی های زیستی و روانی که بر عهده زنان گذاشته شده است. و مادر است که فرهنگ معرفت و تمدن و ویژگی های اخلاقی یک قوم را با جسم و روح و اخلاق و رفتار خود دانسته و ندانسته به فرزند خود منتقل می کند

در حقیقت فرزند در خانواده متولد می شود و رشد مییابد و زندگی می کند و در پرتو زندگی در خانواده به آرامش می رسد .

مهم ترین نقشی که اسلام بر عهده زن نهاده و زن با ایفای آن می تواند زیر بنای ساخت یک تمدن نوین اسلامی را تضمین کند نقش تربیتی است که برعهده مادر است و مادران تربیت نسل جدید را به عهده دارند.

در واقع نقش مادری همان تربیت نسل والایی با بهره گیری از آداب و دستورات وارد شده در مفاهیم دینی است و یک زن وقتی مادر می شود در کنار همه مسولیت هایی که تاکنون در خانه داشته، وظایف مادری را نیز انجام می دهد .

برخورد مادر با فرزند اولین محرکی است که زمینه های رشد اجتماعی را در کودک ایجاد می کند و در دراز مدت آثار روانی خود را در او باقی می گذارد.

تربیت زنان فرزند مادر نقش زن نقش زن در استحکام خانواده نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 4
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 80
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

حرمان هور

حرمان هور

جستجو

موضوعات

  • همه
  • برشی از کتاب
    • فتح خون
    • بدون موضوع
    • پاتوق کتاب
  • تحقیقات پایانی
  • ساعت پژوهشی
  • کانون پژوهشی
  • همایش ها
  • نشریه
  • اینفو گرافی
  • کانون پژوهشی
  • مقاله های صبور نوشت
  • زن و خانواده در کلام رهبر شهیدم
  • نگارانه صبور نوشت
  • کافه شعر
  • فضای مجازی
  • کافه فلسفه

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان