وقتی راه سخت میشود،
فقط همین را زمزمه میکنم:
“رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً”
خدایا خودت دستمان را بگیر
امام صادق (ع)=
《كُلُّ دُعاءٍ مَحجُوبٌ عَنِ السَّماءِ حَتّی يُصَلّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ》
هر دعایی از آسمان محجوب 《و ممنوع از صعود》است تا زمانی که بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود
در روایت دیگری از امام صادق (ع) نیز آمده است=
《هرگاه یکی از شما دست به دعا برداشت؛ پس دعایش را با صلوات آغاز نماید زیرا صلوات بر پیامبر دعایی پذیرفته شده است و خدای متعال برتر از آن است که بخشی از دعا را قبول کرده و بخش دیگر را رد کند》
🔰نکتههای ناب/ ص١۴٢
🟢 حضرت آیتالله بهجت قدسسره=
خدا نکند حرام در نزد انسان زینت داده شود؛ این بیماری قلبی است که انسان بدان مبتلا می شود و با وجود راههای حلال که نیازش را برآورده میکند خود را به حرام گرفتار مینماید! انسان میتواند به اختیار خویش، همنشین سلمان، و یا ابوجهل گردد
🔰 در محضر بهجت/ ج١/ ص ٢٩٨
به ساعتِ میخکوبشده روی دیوار نگریست؛ اما زمان، مدتها بود که در آغوشِ خاک خوابیده بود.
به دنبال دستمالی گشت تا تارهای عنکبوتِ خاکگرفته را از قابِ ساعت پاک کند؛ اما یک دستمال، جوابگویِ اینهمه گذرِ زمان نبود…
بیخیال شد.
به سمتِ پنجره رفت و با تمامِ توان، آن را گشود؛ ناگهان حجمی از پرهایِ قدیمی، غبارِ غلیظ، و هجومِ مورچهها و حشرهها، به درونِ اتاق فرو ریخت.
تمامِ خاطراتِ جوانیاش، در شاخههایِ بیدِ مجنون و کنارِ حوضِ کاشیِ فیروزهای که حالا به رنگِ کورِ جلبکی درآمده بود، به فریاد در آمد.
نفسِ عمیقی با آهی از فراق، بر جانش نشست. دستانش را لرزان بر گونهها کشید؛ خیسیِ چشمانش بغضی را ترکاند و هقهقش، فضایِ سنگینِ اتاق را در تاریکی فرو برد.
آنگاه، بانگِ اذان از گلدستهها برخاست و در میانِ هقهقهایش، از عشقِ «بودن» فریاد زد.
سکوتی، تمامِ جانش را در هم پیچید؛ نفسِ عمیقی کشید و عطشِ «اللهاکبر» را به جان خرید.
