امروز، روزِ دیگری بود. گویی خورشید بر این خاک، جورِ دیگری میتابید و نسیم، عطرِ آشنایِ ریشهها را عمیقتر در جانم مینشاند. امروز، بیش از هر زمانِ دیگری، عشق به وطنم در من جوشید و افتخار به این خاک، همچون حقیقتی انکارناپذیر، بر پیشانیِ لحظههایم نشست.
عشق به میهن، تنها یک شعار نیست؛ امانتی است که در سینه دارم و جان و دل، گروگانِ آن است. این پیوند، آنقدر عمیق و زلال است که هیچ غباری نمیتواند آن را مکدر کند.
در گوشه و کنارِ این جهان، همیشه هستند کسانی که ترجیح میدهند در دخمهی تاریکِ «خودکمبینی» و «حقارت» بنشینند و از آنجا به بلندایِ قامتِ یک سرزمین نقد کنند. این نجوایِ یأسآلود، بیش از آنکه بر ساحتِ وطنِ من تأثیر بگذارد، آینهای است که حقیقتِ درونیِ خودشان را بازتاب میدهد. آنها در پیِ کوچک کردنِ عظمتاند تا شاید اندکی از بارِ سنگینِ حقارتِ خویش بکاهند؛ اما دریغ که حقیقت، با کلامِ عاجزِ آنان دگرگون نمیشود.
وطنِ من، فراتر از این سایهروشنهاست. شکوهِ این سرزمین، در جانِ کسانی است که آن را دوست دارند، برایش میاندیشند و برایِ اعتلایش، ایستادهاند.
امروز، من دوباره با این خاک عهد بستم؛ عهدی که نه با سیاست، بلکه با «عشق» امضا شده است. بگذارید دیگران از ناتوانیها بگویند؛ من در این سویِ میدان، به بودن و ساختن میاندیشم. که وطن، نه در کلامِ بدخواهان، که در ایمانِ ما زنده است.

بعضی تصوّر میکنند امر به معروف و نهی از منکر منحصر میشود به اینکه انسان به فلان زن یا فلان مردی که یک فرع دینی را رعایت نمیکند تذکّر بدهد؛ البتّه اینها امر به معروف و نهی از منکر است امّا مهمترین قلم امر به معروف و نهی از منکر نیست. مهمترین قلم امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از امر به بزرگترین معروفها و نهی از بزرگترین منکرها. بزرگترین معروفها در درجهی اوّل عبارت است از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی؛ این امر به معروف است. معروفی بالاتر از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی نداریم؛ هر کسی که در این راه تلاش کند، آمر به معروف است؛ حفظ عزّت و آبروی ملّت ایران، بزرگترین معروف است. معروفها اینها هستند: اعتلای فرهنگ، سلامت محیط اخلاقی، سلامت محیط خانوادگی، تکثیر نسل و تربیت نسل جوان آمادهی برای اعتلای کشور، رونق دادن به اقتصاد و تولید، همگانی کردن اخلاق اسلامی، گسترش علم و فنّاوری، استقرار عدالت قضائی و عدالت اقتصادی، مجاهدت برای اقتدار ملّت ایران و ورای آن و فراتر از آن، اقتدار امّت اسلامی و تلاش و مجاهدت برای وحدت اسلامی؛ مهمترین معروفها اینها است و همه موظّفند در راه این معروفها تلاش کنند؛ امر کنند. نقطهی مقابل اینها هم عبارت است از منکرها. ابتذال اخلاقی منکر است، کمک به دشمنان اسلام منکر است، تضعیف نظام اسلامی منکر است، تضعیف فرهنگ اسلامی منکر است، تضعیف اقتصاد جامعه و تضعیف علم و فنّاوری منکر است؛ از این منکرها باید نهی کرد.
۱۳۹۴/۰۱/۰۱
بیانات در حرم مطهر رضوی
یکی از مهمترین موجودیهای باارزش ما، همین نسل جوانِ تحصیلکرده است. نسل جوان تحصیلکرده، هم شجاعت دارد، هم امید دارد، هم نشاط و تحرک دارد. من همین جا در داخل پرانتز عرض بکنم؛ یکی از خطاهائی که خود ما کردیم - بنده خودم هم در این خطا سهیمم - این مسئلهی تحدید نسل از اواسط دههی ۷۰ به این طرف باید متوقف میشد. البته اوّلی که سیاست تحدید نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، لیکن از اواسط دههی ۷۰ باید متوقف میشد. این را متوقف نکردیم؛ این اشتباه بود. عرض کردم؛ مسئولین کشور در این اشتباه سهیمند، خود بندهی حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد. نسل جوان را باید حفظ کرد. با این روند کنونی اگر ما پیش برویم - من چندی پیش هم در ماه رمضان در سخنرانی گفتم - کشور پیر خواهد شد. خانوادهها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. این محدود کردن فرزندان در خانهها، به این شکلی که امروز هست، خطاست. این نسل جوانی که امروز ما داریم، اگر در ده سال آینده، بیست سال آینده و در دورهها و مرحلههای آیندهی این کشور بتوانیم آن را حفظ کنیم، همهی مشکلات کشور را اینها حل میکنند؛ با آن آمادگی، با آن نشاط، با آن شوقی که در نسل جوان هست، و با استعدادی که در ایرانی وجود دارد. پس ما مشکل اساسی برای پیشرفت نداریم.۱۳۹۱/۰۷/۱۹
بیانات در اجتماع مردم بجنورد
فیش موضوعی
طول این سی سال، بنده در جاهای مختلف که بودم - چه در زمان ریاست جمهوری، چه قبل از آن در نیروهای مسلح و جاهای دیگر - از نزدیک کسانی را مشاهده کردهام که واقعاً تعطیلی نمیشناسند، استراحت نمیشناسند؛ مایلند همهی لحظاتشان را صرف همین کاری که بر عهدهی آنها محول است، قرار بدهند. البته من همین جا به شما عرض بکنم؛ موافق اینجور کار کردن نیستم. بنده معتقدم کار بایستی جوری برنامهریزی و تنظیم بشود که انسان بتواند به خانوادهی خود، به فرزندان خود، به روابط عاطفی بپردازد؛ خودش را له نکند.
جنبهی خانواده و مسئلهی شأن زن در جامعه. بنابراین مسئله، مسئلهی مهمی است.
۱۳۸۹/۰۴/۲۳
دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولیامر با رهبر شهید انقلاب
تا حالا فکر کردهای چرا بعضی آدمها انگیزهی عجیبی برای رشد و تغییر دارند، اما تو بعد از چند روز خسته میشوی، این کتاب مال توست:
«رو به راه» یک برداشت روان و امروزی از کتاب ارزشمند «صراط» اثر استاد علی صفایی حائری (عینصاد) است. این کتاب در ادامه کتاب «رو به رشد» (مرتبط با شناخت هدف زندگی) نوشته شده است.
این کتاب قرار نیست یک متن آموزشی خشک و مدرسهای باشد؛ میخواهد با زبانی صمیمی، مثالهای ملموس و تصاویر مرتبط، شما را به دل یک ماجراجویی واقعی ببرد: کوهنوردی برای رسیدن به قله بینهایت
داستان از این قرار است که ما انسانها پر از انرژی و عشق هستیم، اما مشکل اصلیمان «بیخبری» از گنجی است که در انتظارمان است. خیلی از ما مثل کسی هستیم که پای یک کوه بلند خوابیده و خبر ندارد رأس قله چه گنجی قرار دارد؛ برای همین به چیزهای ساده و دمدستی دلخوش میکنیم.
این کتاب قدمبهقدم به شما نشان میدهد که چطور با چند «پله» ساده – از خلوت کردن و تفکر گرفته تا مقایسهی معبودهای قلابی و انتخاب معبود حقیقی و بلاکشی عاشقانه در این مسیر – میتوانید موتور عشق و انگیزهتان را در مسیر درست قرار دهید.
نویسنده با زبانی خودمانی و گاهی طنزآمیز، از رفاقتهای سمی، مدهای زودگذر، هوای نفس و حتی ترس از حرف مردم میگوید و راهِ رها شدن از این زنجیرها را نشان میدهد.
ویژگی منحصربهفرد این اثر، تعاملی بودن آن است. در بخشهایی با عنوان «نوبت تو»، شما مدام به چالش کشیده میشوید تا مفاهیم را با زندگی خودتان گره بزنید.
«رو به راه» برای نسل جدیدی نوشته شده که از شعار زده شده اند و به دنبال یک مسیر عملی و شیرین برای بندگی میگردند.
اگر به دنبال یک نقشهی راه ساده اما عمیق برای بلوغ فکری و دینی خودت یا نوجوان خانوادهات هستی، این کتاب را از دست نده. آن را در حلقههای دوستی و تربیتی به اشتراک بگذار و ببین چطور با همفکری دیگران، فهمات از «صراط مستقیم» عمیقتر میشود. این کتاب میتواند نقشهای برای شروع یک عاشقانهی حسابشده با خدا باشد.
